خطاب ما به مردم فهیم وآگاه ومبارز سیستان وبلوچستان این است که فریب این حیله های مکاران را نخورند و بدانند آقای مهرنهاد جوانی از مردم وبرای مردم بوده و هست و خواهد بود .
یعقوب مهرنهاد که حدود۸ ماه در بازداشت و بلاتکلیفی قرار داشت چندی پیش به زندان مرکزی انتقال داده شد ولی به دلایل نامشخص در تاریخ ۱۵/۱۰/۸۶ مجددا به بازداشتگاه مخوف و شکنجه گاههای وزارت اطلاعات منتقل شد و هنوز هیچ اطلاعی از سلامتی و پرونده ایشان در دست نیست .بر طبق گزارشات رسیده هدف انتقال آقای یعقوب مهرنهاد به شکنجه گاههای وزارت اطلاعات اخذ اعترافات اجباری و ایجاد سناریوی ساختگی میباشد . از تمامی دوستداران عدالت و مردم شریف و آگاه بلوچستان و تمامی سازمانهای مدافع حقوق بشر و آزادیخواهان درخواست می شود در مقابل این عمل غیر انسانی سکوت نکنند و با شدت تمام واکنش نشان دهند . بدانید که همه شما مسئولید چرا که می دانید جان یک جوان ، جان نخبه ی بلوچستان کسی که بهترین لحظات عمر و جوانیش را برای خدمتگذاری به مردم گذراند در خطر است .
چرا سازمانها و نهادهای حقوق بشر ساکت نشسته اند و اقدام موثری صورت نمی گیرد؟
آیا سرکوبگران با انتقال ایشان به بازداشتگاه مخوف ومخفی وزارت اطلاعات هدفی جز شکنجه و اخذ اعتراف اجباری ونمایش وسناریوی ساختگی دارند؟
از تمامی فعالین حقوق بشر، سازمانها و نهادهای زیربط اقدامی عاجل در این راستا خواستاریم.
انگار دیگه تو بلوچستان هیچ قانون و مقراراتی معنی نداره تو خیابون تو روز روشن به بچه های مردم تیراندازی می کنن ، جوونا رو بی هیچ علتی ماهها در بازداشتگاهها و شکنجه گاهها نگه می دارن و هر بلایی که دلشون می خواد سرشون درمی یارن هیچکس هم نیست ازشون بپرسه که اگه اینا بچه های خودتون بودن چنین رفتارهایی رو در موردشون تحمل می کردید مگر شما انسان نیستید ؟ قلب ندارید ؟ احساس و مروت سرتون نمی شه ؟ چرا این کارا رو می کنید ؟ چرا آرامش و آسایش رو از ملت بلوچ و بلوچستان گرفتید ؟ آیا ما حتی اجازه فعالیت اجتماعی و حضور در جامعه ای که در اون زندگی می کنیم رو هم نداریم ؟ ما سعی کردیم با مدنیت پیش بریم و خواسته ها و مطالباتمون رو مطرح کنیم اما انگار اینم جرم . مدتیه منتظریم، منتظر آزادی آقای یعقوب مهرنهاد دبیر کل انجمن جوانان صدای عدالت تنها مکانی که در اون می تونستیم حداقل مشکلاتمون رو با یکی در میون بزاریم و مشورت کنیم ولی نه تنها آزادش نکردن بلکه دوباره به سیاهچالها و شکنجه گاههای اطلاعات انتقالش دادن این نهایت بی قانونی و قانون شکنیه اگر جرمی مرتکب شده که سزاوار زندان و شکنجه است چرا خودشونم سرگردونن ؟ یه بار می برنش زندان و دادگاه و حالا دو باره از اول بازجویی و شکنجه و آزار و اذیت و ... این دیگه چه قانونیه که ۹ ماه یه نفر رو در بازداشت و زندان نگه دارن و بعد از تشکیل دادگاه اونم بدون وکیل دوباره ببرنش بازداشتگاه اطلاعات !!! لابد می خوان یه پرونده جدید براش درست کنن . شاید هم تو زندان فعالیت مدنی داشته !!!!!!!!!!!!!
به هر حال ما به بی گناهی یعقوب مهرنهاد ایمان داریم و با شناختی که از ایشون داریم مطمئنیم یه وطن پرست به تمام معناست و برای آبادی و آبادانی شهر و کشور عزیزمون ایران حاضر همه کار بکنه و از روجا بلوچ و دوستانش هم به خاطر نام شایسته ای که برای آقای مهرنهاد انتخاب کردن ( نخبه بلوچستان ) واقعا تشکر می کنم و ازشون می خوام درد دلامواگر لایق می دونن تو وب سایت نخبه بلوچستان منتشر کنن بازم ممنونم .
معراج از زاهدان
این آسمان غم زده غرق ستاره ها است
شیخ از آن کند اسرار برخرابی احرا که بقای خود بیند در فنای آزادی
گاهي وقتها حتي انتقام هم آرامبخش كينه سركشيده ازهمه جنايتهايي كه ميبيني نيست.
التيام دردهايي كه ” چنددريا اشك مي بايد” تا فقط آنرا فهم كرد.
دردهايي همچون به نظاره نشستن حلق آويز شدن جوانان بي گناه بلوچ وكشتن دختربچه خردسال ومادر چاه جمالي-وكشتن واعدام نوجواني ديگر چون سعيد قنبرزهي وبازداشت وزنداني كردن مردحماسه،شيربلوچستان،زبان قاطع وگوياي ملت تحت ستم بلوچ آقاي يعقوب مهرنهاد اين وجدان بيدار،اين فرياد هميشه ماندگار،اين اسطوره اي براي همه دوران.
ايا درجواب شكنجه ها واسارت ها وزنداني شدن مهرنهاد ها بايد نشست وبه اه وافسوس گفتن اكتفا كرد؟؟!!.
نه اين ديگر سوگواري نميخواهد ، بر سرنوشتي كه ”ديگران ”رقم ميزنند، بجز شوريدن كاري ديگر نبايد
ديگر دلها وقلب هاي مظلومان بلوچ ومادران ماتم زده اين ديار چشمي براي اشك ريختن از دست دادن فرزندي را ندارد.
ديگرزمين هم گنجايش اين همه ظلم راندارد. اينها داستان نيست صحنه هايي است كه با آن هر لحظه مواجهي با آن ميخوابي وبا آن بيدار ميشوي وبه آن عادت كرده اي .
خوي تكرار و عادت كه وجه مشترك همه موجودات زنده است ،جانوراني كه به هايي ميآيند و به هايي ميروند.
نه اين جنايت، ضد خوي تكامل و انسانيت است . چگونه مارا به بازي ميگيريد؟ ما زنده ايم ، ما زنده ايم.
تصوير نوجوانه اي كه براي هيچ زنده است، سخت به باور مي نشيند، به جز آنانكه مرگ را تبليغ ميكنند و قبررا اين منطق گفتار هاي گورستان هاست كه بيش از هر چيز نيازمند جسدند و رابطه پيرامونشان فرهنگ قبرستاني است كه در آن ”ابزار مرگ” ارزان ترين وسيله ” زندگي ” است !
نخبه ها وانديشمندان روشنفكرما همچون مهرنهاد را به سياهچال مي كشانيد وتصور بر آن داريد ديگر صداها وفريادگري را دربلوچستان سركوب نموده ايد؟!! ايا نمي دانيد مهرنهادها در انتظار موقعيت هستند تا درسي فراموش نشدني در جواب همه اين جنايات به شما ديوصفتان تاريخ بدهند وآن روز نزديك است كه آه وفغان مادران داغديده بلوچستان تبديل به خنده ها وخوشحالي هايي ناشي از اگاه شدن وبيداري فرزندان شان در شناخت دشمن خواهد بود وانجاست كه مهرنهادها را بوفور خواهيد ديد.
ايا هنوزهم مهرنهاد را درچنگال خود خواهيد داشت؟ايا نمي دانيد اين آتشي به زير خاكستر خواهد بود كه روزي با ياري تفتان سربلند به فوران خواهد خروشيد وديگر بايد ذوب شدن مستكبرين وجاهلين كور متعصب را به نظاره نشست.
شكوفه هاي ما را پرپر ميكنيد، ولي بدانيد كه آمالتان را براي تسخير دنيا ،زير پاهايمان چنان له خواهيم كرد كه ديگر هرگز حضوري ازوجود منحوستان نباشد. اين منطق انسانيت و تاريخ است. اگر چه در دنياي حيواني شما اين معاني جايي ندارد ولي سير تاريخ و هنگامي كه خود به سراشيبي قبرهايتان روان ميشويد ديگر هيچ چيز جاي انكار ندارد.
آي انسانها بدانيد كه هركدام موظف به وظايفي هستيم. هركس بيشتر ميفهمد و بيشتر ميداند ،موظف تر است.
دنيايي را كه كفتاران برايتان ساخته اند تنها چهارديواري است كه اراده را ازشما ميگيرند، انسانيت تان را ميكشند، وبعد جسدهايتان را به بازي ميگيرند .
در پايان بار دیگر ضمن دعوت از همه برای یک مبارزه جدی و متحدانه برای آزادی نخبه دربندمان بار دیگر بر خواست های به حق مردم مان تاکید می کنیم و اعلام می داریم تا لحظه ای که يعقوب مهرنهاد آزاد نشود و به خواست های مان نرسیم از مبارزه دست نمی کشیم. در زمانه ای که دیگر اصلاحات مرده است فریاد زنده باد انقلاب را بلندتر از همیشه تاریخ سر خواهیم داد. با اعلام اتحاد با تمامي ستمديدگان عالم و تاکید دوباره بر تحقق تمامی خواست های انسانی مان تنها راه رهایی انسان ها را تحقق يك مبارزه فراگير وقيامي عمومي می دانیم.
مبارزبلوچ
ما دانشجویان استان سیستان و بلوچستان به مسئولین هشدار میدهیم که اگر هر چه سریعتر آقای یعقوب مهرنهاد را آزاد نکنند و دست از شکنجه و آزار ایشان برندارند ما هم مدنیت و درخواست مودبانه را کنار خواهیم گذاشت و به گونه ای دیگر رفتار خواهیم کرد رفتاری که مطمئنا شایسته ی قشر تحصیل کرده جامعه نیست ولی بدانید که باعث و بانی هر اتفاقی خود شما هستید شمایی که بی علت و غیر قانونی یعقوب مهرنهاد را به سیاه چالهای مخوف اطلاعات می برید و شکنجه می کنید تا اعترافات دروغین بگیرید و تحویل جامعه و جوانان دهید ولی بدانید که ما دانشجویان گول حقه ها و نیرنگهای شما را نمی خوریم و می دانیم که او بی گناه است . ما در مقابل بی عدالتی ها سکوت نخواهیم کرد و اجازه نمی دهیم با عدالتخواه بلوچستان ، زبان گویای جوانان بلوچ چنین رفتارهای ناشایستی انجام دهید .
آیا ۸ ماه آزار و اذیت و بلاتکلیفی کافی نبود که دوباره شروع کردید ؟
آیا حرف و سخن عدالت چنان بر شما سخت افتاده که هر چه شکنجه اش می کنید باز هم آرام نمی گیرید ؟
وای بر شما وای بر شما که از خشم خدا نمی ترسید .
http://lasharbaloch.blogfa.com/
یعقوب مهرنهاد دبیرکل انجمن جوانان صدای عدالت وفعال مدنی سیستان وبلوچستان بیش از ۸ماه به خاطر بیان آلام ودردهای مردم ستمدیده استانش در بازداشت قرار دارد وی که مدتی قبل به زندان مرکزی منتقل شده بود امروز شنبه۱۵دی مجددا به بازداشتگاههای مخوف وزارت اطلاعات منتقل می شود.
ایا انتقال ایشون به جلادخانه ها با هدفی جز شکنجه واخذ اعترافات اجباری ودیکته ای صورت گرفته است؟؟؟
ای وجدانهای بیدار وکسانی که برای انسان حرمت قائل اید مگر خبر ندارید جان یک جوان بلوچ در خطر است...
تقدیم به یعقوب مهر نهاد. دادخواهی از سلاله ی نیک و ستم ستیزی از
نسل پاکان و آزادگان تاریخ!
از مهر سرشته شد نهادت، تا سختی روزگار بینی
سخت آمدت ای یل جوانمرد، بر قوم بلوچ فشار بینی
بیداد و ستم ترا کشانید، در سنگر رزم راد مردان
امید که میوه ی عدالت، در خاک وطن به بار بینی
رزمنده ی راه عدل و دادی، بیداد کجا کنی تحمل؟
سختی و محن و رنج بسیار، از دشمن پست و خوار بینی
مهرت به دل بلوچ مظلوم، آزاده به هر کجای گیتی
از جور و ستم هر آنکه نالد، در سنگر و در کنار بینی
فرهیخته را نهاد پاکست، تسلیم نمی شود به بیداد
در راه رهایی و عدالت، فکرش همه دم به کار بینی
آزادی و راحت تو خواهم، بهروزی و شادی بلوچان
امید که لاشه ی ستم را، در محبس و روی دار بینی
از رنج و ستم رهند مردم، جلاد ستم نگون به دوزخ
شادان رخ کودک بلوچ را، هر روزه تو در بهار بینی
فرزاد جاسمی
انتخابات اسفند 86 دربلوچستان ودر صورت تداوم بازداشت مهرنهاد(از فعالان مدنی وحقوق بشری)باچالشی جدی مواجه خواهد شد...
طبق اعلام رسانه ها، قرار است در اواخر اسفند ماه 1386 مردم کشورمان شاهد نمایش انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی باشند و نمایندگان جناحهای درون حکومتی مورد تائید شورای نگهبان ( خودی ها) با هم به رقابت پرداخته و مردم برای انتخاب نمایندگان گزینش شده توسط شورای نگهبان به پای صندوق های رای بروند...
هواخواهان و مبلغان شرکت در انتخابات غیر دمکراتیک جمهوری اسلامی، همواره همچون "شریک دزد و رفیق قافله" عمل کرده و هرگز نخواسته اند که جایگاه انتخابات و هدف رژیم از آن را بعنوان یک ابزار سرکوب سیاسی، صادقانه درک و باور کنند!
انتظار انتخابات آزاد و سالم از چنین ستمگرانی که قادر به تحمل وشنیدن کوچکترین انتقادی نیستند ومنتقدین خود را دستگیر وبه شدیدترین شیوه های ممکن شکنجه می کنندمضحک وخنده اور خواهدبود.
آنچه مسلم است رژیم طی انتخابات گوناگون همواره سعی نموده نشان دهد، برگذاری انتخاباتش با استقبال عمومی مواجه بوده و به عناوین مختلف تلاش کرده است در داخل و خارج از کشور این توهم را ایجاد نماید که گویا مردم فرمان رهبر و حکومت را لبیک گفته و به عنوان یک وظیفه شرعی و ملی از آن استقبال کرده و در شرایطی آزاد، پای صندوقهای رای رفته و نمایندگان خود را انتخاب نموده اند!!!
شاید بخش زیادی از هموطنان مهاجر و یا تبعیدی، برخلاف مردم داخل کشور، با نمایشهای کمیک و مضحک انتخاباتی رژیم اسلامی بیگانه باشند و عده ایی نیز فراموش نموده اند که، به چه سبب از زندگی انسانی در کشور خود محروم شده اند و یا بخشی بدلیل سالها دوری از میهن و یا جوانی، شناخت دقیقی از شکل، ماهیت قوانین و نحوة برگزاری انتخابات در رژیم اسلامی را نداشته باشند. لذا برای پی بردن بیشتر عدم علاقه مردم مظلوم وستمدیده بلوچستان به حضور در انتخابات باید گفت :بنا برستم هایی که در طول این28سال بر مردم بلوچستان روا داشته اند ،مردمی که کوچه ها وخیابانها با انها صحبت می کنند وهرکدام از تیرهای برق یادآور اعدام جوانی نگون بخت است ویا زندان هایی که مملو از جوانان ونوجوانان بی گناهی است .چگونه مردم ما می توانند در انتخابات به عنوان یک عمل سیاسی شرکت کنند که به انها کوچکترین اجازه فعالیت سیاسی ومدنی داده نمی شود در اینجا یعقوب مهرنهاد نمونه بارز این سرکوبگری وخفقان است که به دلیل فعالیت های مدنی وخیرخواهانه خود هم اکنون حدود8ماه در زندان وتحت شکنجه برای گرفتن اعترافات اجباری قرار دارد.ایا تا زمانی که مهرنهاد ومهرنهادها در زندان باشند این خیانت نیست که با حضور خود در انتخابات به ستمگران مشروعیت دهیم و با انها همگام شویم؟
ایا رای های ما در انتخابات اثرگذار خواهدبود؟یا نمایندگان انتصابی قبلا مشخص شده اند؟
رژیم اسلامی برای ورود به جامعه جهانی و مشروعیت بخشیدن به شکل نظام جمهوری خود، نیاز دارد تا در انظار داخلی و بین المللی وانمود نماید که از ساختار یک سیستم جمهوری بهره مند است و به اصول دمکراتیک در این سیستم پایبند بوده و از راهکارهای شناخته شده در نظام بین المللی پیروی می نماید!!!
امروز دیگر برای موافقین و مخالفین نظام ارتجاعی اسلامی در ایران مشخص شده است که صحبت از انتخابات آزاد و سالم در رژیم اسلامی مضحکه ایی بیش نخواهد بود وپس از اعلام آمادگی افراد برای کاندیدا شدن، ثبت نام آنها توسط وزارت کشور و اعلام این اسامی به دفاتر نمایندگی شورای نگهبان، مراحل تحقیقات از طرف وزارت اطلاعات و نهادهای وابسته و همچنین دفاتر نمایندگی شورای نگهبان آغاز می گردد. افرادی که جهت انتخاب شدن کاندید می شوند زیر ذره بین دستگاههای اطلاعاتی قرار گرفته و از این طریق وفاداری آنها به احکام شرع اسلام، ولایت فقیه و حکومت اسلامی سنجیده می شود و در صورت هرگونه نقص، فرد مذکور بدون ارائه دلیل قابل بحث و جدی از طرف شورای نگهبان، رد صلاحیت خواهد شد.
همانگونه که آقای مهرنهاد در انتخابات شوراها بی دلیل ردصلاحیت شد که به گفته کارشناسان بسیاری این ردصلاحیت باعث محبوبیت بیش از پیش ایشان گردید و وجهه ی مردمی ایشان افزایش یافت که تندروهای افراطی را وادار به بازداشت ایشان نمود که هم اکنون نیز در بازداشت وبلاتکلیفی بسر می برد وچون ایشان از چهره های سرشناس بلوچستان بوده و رابطه ی خوبی با بزرگان این دیار داشته وهواداران بسیار کثیری از طیف دانشجو وجوانان برخوردار می باشد پیش بینی می شود انتخابات مجلس که در اسفندماه سال جاری برگزار می شود با تحریم عمومی مواجه شود.
ب-روزنامه نگاری از بلوچستان

راهی به صلح نیست مگر از راه صلح
دستگا ه پیچیده امنیتی و سرکوبگر حکومتی با بیرحمی وقساوت عمل می کند. سیستم قضایی ناعادلانه وغیر انسانی به کودک و علیل رحم نمی کند . اعدام کودکان ، سنگسار کردن زنان ، قتل وسربه نیست کردن دگر اندیشان ونویسندگان ، شکنجه و خفه کردن مخالفین مدنی وسیاسی ، زندانی کردن رهبران کارگری ، شکنجه و اخراج فعالین دانشجویی، به تعطیلی کشاندن و انحلال تشکل های مدنی ، کشتارمردم ناراضی شهر ها بخشهایی از این بی عدالتی است .
عصر ما
عصر ما ،عصر آزادی ملتهای در بند اسارت و تحت سلطه استعمار،عصر جنبش های رهایی بخش ملت هاست.اینک ملتهای آسیا آفریقا،و اروپا،آمریکای لاتین به پا خاسته اتد و از هر سو غریو شورانگیز مسلسل ها،غریو جنبشهای رهایی بخش بگوش می رسد. در مقابل این حرکت تاریخی ملتهای تحت ستم, امپریالیستهای خون آشام و مرتجعین دست نشانده آنها تا دم مرگ سا طورقصابی خود را بر زمین نخواهند گذاشت.
ولی دیگر از مرگ باکی نیست.آنگاه که رزمنده ای در جبهه نبرد ارتجاع مذهبی در خون خود درمی غلطد،دست های رزمنده دیگری هستند که برای برداشتن سلاح پیش آیند تا نبرد مقدسی را که در رهای ملتش آغاز شده است،پیگیرانه ادامه دهند
در این گذرگاه تاریخی چه بسیارند از آگاه ترین وشجاعترین فرزندان بلوچ که به خاک وخون کشیده می شوند در شرایطی که بسیاری از کوراند یشان سیا سی عدم درک خود را از سیر تکاملی جریانات درونی بلوچستان به جمله معروف "فعلا در بلوچستان هیچ کاری نمیتوان کرد" بیان میکردند،در شرایطی که بسیاری از ذهنی گرایان و الگوسازان که از جامعه بلوچستان و واقعیت های آن جدا بودند و قادر هم نبودند که راه حل عملی و قاطع برای شکستن بن بست سیا سی در بلوچستان عرضه کنند .جوانان بلوچ دیگر تحمل حقرات را ندارند,و رستاخیز را در شهرهای بلوجستان شروع کردند.دیروز زاهدان ,امروزپهره و فردا؟؟؟
رسیدن به دموکراسی و حاکمیت مردم از طریق به کار گرفتن و دامن زدن به خشونت اقبال چندانی ندارد و خوشبختانه امروز اغلب گروه های سیاسی اپوزیسیون دموکرات استفاده از خشونت در مبارزه سیاسی را رد می کنند. اگر قدرت رژیم دیکتاتوری در استفاده از زور است، قدرت اپوزیسیون دموکرات باید در نیروی استدلال و توان سیاسی در بسیج اکثزیت مردم باشد.
سخنم با شماست که مهرنهاد را محاکمه میکنی: . شما تا چند روز دیگر جوانی را محاکمه میکنی, که فقط وطنش و ملتش را دوست میداشت- مهاتما گاندی و نلسون ماندلا را دوست میداشت .شما کسی را محاکمه میکنی که طرفدار صلح در جهان بود از خشونت بیزار بود.آیا در حکومت عدل علی- مبارزه برای عدالت,برابری,و صلح جرم است؟ شما با چه وجدانی این جوان وطنپرست را محاکمه میکنی؟ شما چرا کسی را محاکمه میکنی که در قلب ملتش جا دارد؟ آقای قاضی این عدالت را در کدام مکتبخانه آموختی؟کاری نکنی که زاهدان بغداد دوم بشود,کاری نکنی که بدون ریش و عمامه به شهرهای خود برگردی.شما با این عملهای زشت جوانها بلوچ را مجبور میکنی راه دوم را انتخاب کنند,که برای خودتان خطرش بیشتر است.
آیا یک عبدلمالک کافی نیست؟
آیا یک عبدلمالک کافی نیست. در این استان که ارتش کلاسیک شما را به چالش در آورده است؟ سربازهای گمنام شما در مقابلش کم میآورند. از خدا بترسی این ملت مظلوم را رها کنی,تا کی باید به این ملت ظلم کرد؟تا کی فرزندان این ملت را اعدام کرد؟.تا کی جوانان این مرز و بوم در سیاچاله های شما بپوسند؟تا کی مادران ما شاهد مرگ عزیزانشان باشد؟ این مردم از کشتن و دستگیری جوانان چاه جمال خشمگین هستند,کاری نکنید که خشمگینتر شوند.
خواست این ملت آزادی فرزندانشان میباشد.آزادی مهرنهاد مظلوم که 8 ماه زیر شکنجه های شما بوده.همه دنیا شاهد است که جوان انساندوست هیچ گناهی نکرده است به جز دوست داشتن انسانیت و بر قراری صلح و صفا بین ملتها جهان.آیا این جرم است آقای قاضی؟؟
ما از همه انسانهای آزادیخواه، تمامی سازمانها ونهادهای مدافع حق و حرمت انسان و تمامی کسانی که برای حقوق مدنی و حق شهروندی انسانها تلاش و مبارزه میکنند،میخواهیم که مصممانه و قاطعانه برای آزادی مهرنهاد تلاش کنند
ادامه دارد
